برچسب: آباد؟,
نویسنده: مهراد توکلی
دیروزِ هرسال را میروم هربار از اول میشمارم ببینم چقدرش شروع شده چقدرش تمام شده چقدر هم برایم بی معنی شده روز مرگم که احتمالا تصادف است یا هرچه که کار را به بیمارستان نکشاند و چرا هربار سر این مسئله مادر میخواهد ساکتم کند.
برچسب:
نویسنده: مهراد توکلی
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نمیدونم اونی که ممکنه اینجارو بخونه تاحالا وبلاگ داشته یا نه. حالتیه که موقع نوشتن هی این صفحه سفید روبروت رو پر و خالی میکنی از کلمه. هی مینوسی؛یه کلمه دوکلمه دو جمله نصف صفحه یا هرچی.بعد پاک میکنی و از اول. آخرشم میای میگی که نمیتونی بنویسی اما باز میای و همین رو مینوسی تا دست خالی برنگشته باشی. این حالت بدترین حالت یه نویسنده س؛ یه بلاگر یا هرچی. یه جور حالت تهوعه که ته تهش هم بالا نمیاری.
برچسب: اوووووق,
نویسنده: مهراد توکلی